کتابصوتیپرنسسوقورباغهنوشتهپیپاگودهرت،داستانپرنسسیکوچکیاستکهدرروزتولدشیکتوپطلاهدیهمیگیردوهنگامیکهباتوپبازیمیکندتوپشبهبرکهمیافتدوباقورباغهایسخنگوآشنامیشود.درقسمتیازکتابصوتیپرنسسوقورباغهمیشنویم:ملکهگفت: منقولمیدمهراسباببازیکهبخوایبهتبدم.پرنسسگفت: منیتوپِطلامیخوام.ملکهگفت: هیچتوپیوجودندارهکهباطلاساختهشدهباشه.پرنسسگفت: ولیتوقولدادیکههرچیبخوامبهممیدی،بایدسرقولتوایسی.خلاصهملکهبالاخرهقبولکردوپرنسسبهتوپطلاشرسید.
↧